خدای عشق و بندگی حسییین
حسین جواب میخواد
جواب به ندای " هل ناصر من ینصرنی!"
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی حسین شیعه میخواد!
آه
حسین رهرو و پیرو میخواد!
اما نه!
خوشبحال حسین!
تو یه روز 72 یار داشت!
اما
اما امام زمون ما!
بیش از هزار ساله که 313 نفر پیدا نشدند که به ندای هل ناصر من ینصرنی امامون لبیک بگند!
این همه آدم روی زمین دارند میگند حسین!
اما چرا لبیک نمیگند؟!
لبیک با عملشون ، با کردارشون!
امامون غریبه
غریبتر از حسین!
کل یوم عاشورا!
کل ارض کربلا!
حسین بندگی خدا رو کرد و به عرش اعلا رسید
عزیز!
کمی هم دست از دنیا بکش و فکر کن!
من و تو هم مثل بقیه یه روز دنیا رو میذاریم و میریم!
اما کی و کجا؟؟؟
خداااااااااااا
یه حکایت از عاشورا می خوام براتون نقل کنم:
بعداز ظهر عاشورا وقتی به خیمه ها و بچه ها برا غارت کردن حمله کردند یکی از اون نامردای روزگار به یکی از دختر بچه های حسین حمله آورد تا خلخال از پای بچه باز کنه و غارت کنه!
یه چیز عجیب:
موقع غارت کردن گریه میکرد!
دختر بچه علت گریه رو سوال کرد:
میدونی چه جوابی میده:!
میگه: گریم برا اینه شما خونواده و اهل بیت پیغمبرید و دارند با شما اینطور برخورد میکنند!
شما کودکید و با شما اینطور میکنند!
کودک با تعجب میگه پس خودت چرا این کار رو میکنی؟؟؟!!!
میگه:
اگه من این کار رو نکنم دیگران می کنند!
.
.
.
لبیک یا حسین!