تارزان امروز

روز مادر مبارک!

از خودم و از جامعه بشنوید

سلام

سلامی به گرمی آفتاب

خیلی وقته مطلب ننوشتم

امروز هوس کردم یه سری اتفاقاتی که تو این چند وقت افتاده رو براتون بنویسم

از خودم بنویسم

از جامعه بنویسم

از...

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اخیرا طی چندتا بحثی که با دوستان و همکاران داشتم دیدن شدیدا میل و گرایش به سمت و سوی (هرچی غیر از اسلام)مسیحیت ، یهودیت ، و ...حتی شیطان پرستی  پیدا کردند

با چندتایی مدتها بحث میکردم و به لطف الهی موفقیت هایی هم کسب کردم

خیلی دلم به کارایی که کردم خوش بود

تا اینکه دیدم خیر!!!

کار از این حرفها گذشته

کار به یه نفر و دو نفر ختم نمیشه

خیلی ها تو عقایدشون متزلزل شدند(متاسفانه حتی یه جاهایی خودم!)

سرتون رو درد نیارم

مثل همیشه شروع کردم سر تیغ رو به سمت آخوند جماعت گرفتن و اونها رو کوبیدن!

بله

وقتی که کم میاریم میگردیم و یکی رو مقصر جلوه میدیم و خودمون رو خلاص!

منم آخوند جماعت رو مقصر میدونستم و ...

چی بگم

یه روز به خودم گفتم که علی!اگه مردشی خودت وارد میدون شو و اگه مرد عملی تو خوب باش

تو سرباز باش

تو کار کن

چرا همش داری دیگران رو مقصر میدونی

تو که خودت چند بار رفتی و هر بار با یه بهونه ای میدون رو خالی کردی و در رفتی!(درسته حدس زدید من چند بار رفتم حوضه و بعد دوتا پا قرض میکردم و ال ف ر ا ر)

سرتون رو درد نیارم

بعد هفت سال کار و کاسبی مغازه رو تخته کردم و ...

بله به قول دوستان جنونم بالا گرفت و رفتم آخوند بشم(البته اگه خدا توفیقش رو سلب نکنه)

امدفعه تیغم رو غلاف کردم و با دقت بیشتر اطرافم رو شروع کردم به دیدن

بله درسته

خیلی ها بودند که تو این لباس خالصانه خدمت میکردند اما در خفا

بدون ریا بدون اینکه بخواند خودنمایی کنند

یه سوال تو ذهنم مدام چرخ میزد:"پس چرا مردم اینهمه از آخوند و اسم آخوند بیزار شدند!!!؟"

یه دفعه...

وای...

سالها خودم هم ناخواسته داشتم ضد آخوند جماعت برا دوستام منبر میرفتم

آخه چرا؟؟؟

مگه یه نفر بد شد...

مگه با دهن زدن سگ دریا نجس میشه؟؟؟

واااااااای نمیدونستم چی بگم

گفتم علی همونی که مدام تو دلت نفرینش میکردی شاید اگه خودت به جای همون میبودی شاید صدبرابر کاری بدتر و پلیدتر از اون میکردی

علی اگه تو در مقام اون کار و در جایگاه اون فرد قرار گرفتی و مرتکب اون خطا نشدی مردی!!!

اما نمیدونم چرا؟؟؟

نمیدونم چرا من سر تیغ رو تو این همه سال به طرف همه میگرفتم الا خودم

مشکلات جامعه همه در درون خودم بوده نه دیگران

نه جامعه

نه آخوند

نه دولت

نه...

شروع کردم به ساختن خودم(البته اگه خدا کمکم کنه)

دیدم نسبت به زندگی روز به روز عوض میشد

دیگه اون آدم قبلی نبودم که همه رو محکوم میکرد الا خودش

آره

زندگی زیباست

زشتی های آن تقصیر ماست

در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روان است

روان میگذرد

هر چه تقدیر من و توست

همان میگذرد

...

و همچنان ادامه دارد...

یاحق