از روزبه تا سلمان محمدی!

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

شفای مرد کور توسط ابوحنیفه
نویسنده : غریب آشنا - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠
 

روزی پادشاه عثمانی امراء و وزرا رو گرد خود جمع نمود و بدانها گفت:

هر روز از اقصا نقاط کشور خبر میرسد که بر سر مزار علی و آل علی هر روز معجزه ای رخ می دهد و کوری شفا پیدا می کند فلجی راه می رود و...

چرا بر سر مزار بزرگ ما ابوحنیفه معجزه ای رخ نمی دهد؟!!!

بزرگانشان سخت در جواب ماندند تا یکی شان لب به سخن باز نمود و گفت:

عالیجناب رخ می دهد ما بیخبریم!

همین شب جمعه بر سر مزار ایشان بروید تا از نزدیک ببینید!

خلاصه بعد دور هم نشستند که حالا چه کنیم!!!

اون کسی که پیشنهاد داده بود گفت من نقشه ای کشیدم آن را عملی میکنیم! شیطان

خلاصه!

رفتند و یه فرد فقیر رو پیدا کردند و کلی بهش پول دادند تا راضیش کردند که یه هفته ای بیاد و تو شهرشون با عصا بچرخه و شب جمعه بالاسر قبر ابوحنیفه چشماش رو باز کنه و بگه من شفا گرفتم و ابوحنیفه معجزه کرد!

خلاصه شب جمعه پادشاه عثمانی میره بالا سر مزار جناب ابوحنیفه تا بلکه معجزه ای ببیند!

مرد کور یه کم چشم هاش رو به در و دیوار قبر ابوحنیفه می ماله و چشم هاش رو باز میکنه تا نوبت برسه  که داد بزنه: من شفا گرفتم و ابوحنیفه معجزه کرد!!!

یه دفعه...

بله!!!

میبینه انگار جایی رو نمیبینه!!!

هر چی چشم هاش رو میماله هر چی با دست چشم هاش رو باز میکنه...

خیر!

انگار اصلا کور مادرزاده!!!

خلاصه خودشو نزدیک میکنه به قبر ابوحنیفه و با مشت لگد میفته به جون قبر و آه و ناله و نفرین!!!

که مردک شفا نخواستم چرا کورم کردی...!

پادشاه با تعجب قضیه رو میپرسه و مرد فقیر سیر تا پیاز جریان رو تعریف میکنه!

خلاصه سرتون رو درد نیارم پادشاه وزیر رو تنبیه میکنه و مجبورش میکنه تا مردفقیر عمر داره ، خرج خودش و زن و بچه هاش رو تامین  کنه!!!

کار هر بزبچه نیست خرمن کوفتن نیشخند