از روزبه تا سلمان محمدی!

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

خدای غریب
نویسنده : غریب آشنا - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸
 
**********************************
روزی که خدا انسان را از گل خلق نمود و او را اشرف مخلوقات نامید ملائکه جملگی زبان به اعتراض باز نمودندتعجب و شاید بار دگر نمک بر زخم های دل خداوند پاشیدند
وای وای ... اعتراض باز هم اعتراض...
ای ملائکه،خدایی از آن کیست؟
گریهشما یا پروردگارتان؟
اگر اله و پروردگار؟
دیگر معنای اعتراض چیست؟ متفکر


اینجاست که پی به معنای هوالغریب می بریم...
او غریب است و غریب
غر یب و تنها...
خدایی که ملائکه اش با آنهمه ادعای عبادت و بندگی زبان به اعتراضش باز می کنند
اینجا بود که خدا دست به کار شد
و انسان را آفرید
.
.
.
ابراهیم را آفرید
.
.
اسماعیل را آفرید
.
.
حسین را آفرید.
.
از گل بیافرید و غرایض را در او نهاد
خشم ،شهوت ،حر ص،طمع...و عشق وعشق و... و عشق
و عقل را دراو نهاد، دل را در او نهاد(خانه عشق) بغل
.
پس با عشق ابراهیمش شد:

خلیل الله
.
.
با عشق اسماعیلش شد:

ذبیح الله
.
.
با عشق
حسینش شد:

ثارالله
با عشق شد:

اباعبدلله (پدر بندگی خدا)
 
.
.
.
آری خدا می خواست به ملائکه اش ثابت کند که بندگی چیست؟
که با عشق چگونه می شود به خدا رسید
خدا عاشق است و معشوق.
نه!!!
خدا عاشق است و عاشق!
خدا عاشق شد!
عاشق انسان !
به معشوقش عشق را آموخت
.
.
دل انسان
،
،
شد:


       * خانه خدا*
****(خانه عشق)****

.

.
.
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل

یک کعبه صورت است و یک کعبه دل

تا بتوانی زیارت دلها کن

کافزون ز هزار کعبه آمد یک دل

.

.

اگر بر هوا پری ،مگسی باشی؛ و اگر بر آب روی ، خسی باشی ؛

دلی بدست آر ، تا کسی باشی. 
.

                   لبخند***یا حق***لبخند

از من درویش دو نشان مانده و بس:

آب در دیده ،و آتش در نفس...