از روزبه تا سلمان محمدی!

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

میلاد عیسی مسیح علیه السلام
نویسنده : غریب آشنا - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 


میلاد مسیح، دیباچه زرّین کتاب حقیقت است و بهار تجلی انوار خداوندی در زمین. مسیح آمد تا در کالبد بی جان بشر، روح ایمان، برادری، صفا و صمیمیت بدمد و نوید بخش «حیات طیبه» درپرتو مهر الهی باشد.

مسیح، از سلاله پاکان و از دامن مریم عفیف آمد و با خود طراوت قلوب و بهار جان ها را به ارمغان آورد. میلاد او، باران نور و مهربانی بر این خاک تیره است که از دیو جهل و خرافه به تنگ آمده. مسیح آمد تا جهل بمیرد و روح مانای الهی بر آسمان دل ها بتابد.

سلام برعیسی، روح خدا.

مریم، گل فضیلت ها
خداوند متعال، مادر حضرت عیسی علیه السلام مریم را ، به شایستگی پذیرفت و به نیکویی، گل وجود او را پرورش داد. مریم در لوای سرپرستی زکریا بزرگ شد.

وی آن چنان در بندگی خدا غرق بود که هنگام نُه سالگی، روزها روزه بود و شب ها به عبادت می پرداخت. آن چنان در تقوا و شناخت پروردگار پیش رفت که از ااحبار و دانشمندان پارسای آن زمان پیشی گرفت.

خداوند متعال درقرآن مجید می فرماید: «هر گاه زکریا در کنار محراب او قرار می گرفت و برای دیدار او می آمد،غذاهای مخصوصی کنار محراب می دید که از آن در شگفت می شد و از او می پرسید: این غذا را از کجا آوردی؟

مریم در پاسخ می گفت: این از سوی خداست و اوست که هر کس را بخواهد بی حساب روزی می دهد». آری، از چنین بانوی بزرگواری، فرزندی همچون عیسی متولد می شود که آیت و معجزه ای برای اهل عالم است و در یک کلام، روح و کلمه خداست.

بشارت به مریم
یکی از حادثه های مهم زندگی حضرت مریم، بشارت دادن او به داشتن فرزندی گران قدر به نام عیسی است. این بشارت، از این نظر مهم است که فرزند دار شدن او، بدون داشتن شوهر تحقق پیدا می کند که خود، معجزه ای برای همه انسان ها در تاریخ بشری است.

این مسئله، در ابتدا برای مریم شگفت انگیز و شاید تلخ بود؛ زیرا زنی چون او که عمری با پاکدامنی زیسته و همیشه در حال عبادت و بندگی خدا بوده است و همه او را به بزرگی و کرامت های والای انسانی می شناسند، حال بی آنکه شوهری به خود ببیند، فرزندی به دنیا آورده که تهمت های ناروایی برای او به همراه دارد. ولی مریم، خم به ابرو نمی آورد و به فرمان الهی گردن می نهد؛ او یکی از زنان پاک دامنی است که قرآن کریم به پاکی اش گواهی داده است.


سخن گفتن عیسی در گهواره
آن هنگام که حضرت عیسی علیه السلام پا به عرصه هستی نهاد، مادرش مریم علیهاالسلام به سمت قوم خویش حرکت کرد. هنگامی که اقوام و بستگان، مریم را با نوزادی در آغوش دیدند، شگفت زده شدند. آنان که سابقه پاک دامنی مریم را می دانستند و آوازه تقوا و کرامت او را شنیده بودند، سخت نگران گردیدند. برخی به شک و تردید افتادند و بعضی دیگر در داوری شتاب کردند و زبان به سرزنش او گشودند. قرآن مجید می فرماید: «آنها گفتند: ای مریم، به یقین تو کار بسیار شگفت و زشتی انجام دادی. ای خواهر هارون، پدر و مادر تو بدکاره نبودند. در این هنگام، (مریم) به سوی نوزادش اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟ (پس عیسی به سخن آمد و گفت:) من بنده خدا هستم. او کتابی آسمانی به من مرحمت کرده و مرا پیامبر خویش قرار داده است

 


زنده بودن مسیح
قرآن کریم می فرماید:«به یاد آر آن گاه را که خداوند فرمود: ای عیسی، من تو را به قرب خود بالامی برم و از معاشرت کافران پاک می گردانم». این آیه شریفه، مؤید این است که حضرت عیسی علیه السلام کشته نشد، بلکه به آسمان رفت. یهودیان مدعی قتل عیسی علیه السلام بودند و مسیحیان نیز گمان می کردند یهود،عیسی علیه السلام را با دار زدن، کشته اند و پس از قتل، خداوند او را از میان قبر به سوی آسمان برده است. ناگفته نماند بر اساس آنچه از ظاهر آیات قرآن برمی آید،حضرت عیسی علیه السلام در نزد خداوندِ متعال زنده است و نخواهد مرد تا همه اهل کتاب به اوایمان آورند.

حواریّون
«حوّار» در لغت به معنای سفیدی خالص است. دلیل نام گذاری یاران حضرت عیسی علیه السلام به «حواریّون» آن بود که شغل آنان، تمیز کردن لباس ها بوده است. روزی به حضرت عیسی علیه السلام عرض کردند: یا روح اللّه ، کیست که از ما برتر باشد؟ هر گاه نان بخواهیم ما را سیر می کنی و هر گاه آب بخواهیم، سیراب می شویم و نعمت ایمان و معرفت به تو نیز به ما عطا شده است. عیسی علیه السلام فرمود: «برتر از شما آن کسی است که از دست رنج خود، نان می خورد و از کسب خود، ارتزاق می کند». آنان چون این سخن را شنیدند، به کار شست و شوی جامه های مردم پرداختند و ازدست مزد آن نان می خوردند.

ای ملت مسیح، بپا خیزید!
حضرت امام خمینی رحمه الله در پیامی خطاب به پیروان مسیح چنین می فرماید: «خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالت اند و از بهر عدالت زحمت می کشند، و وای به حال آنان که بر خلاف دستورعیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران، به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمال کنندگان حقوق ملت ها زحمت می کشند.

ای ملّت مسیح و پیروان عیسی روح اللّه ، به پا خیزید و از شرافت عیسی مسیح و ملت عیسوی دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانی و مخالفان دستورات الهی، ملت مسیح و روحانیت عیسی را به خلق های مستضعف جهان، بد معرفی کنند. حضور ابرقدرت ها در معابد ودست به آسمان کردن آنان برای دعا به جاسوسان و خاینان علیه مظلومان و مستضعفان، شما را اغفال نکند».

روحانیت مسیح موظف اند
امام خمینی رحمه الله از روحانیان مسیحی می خواستند مسیحیان و سران کشورها را به پیروی راستین از دین حضرت عیسی فرا بخوانند، ایشان می فرمودند: «روحانیون مسئول اند. در مقابل پیامبران و در مقابل خدای تبارک و تعالی مسئول اند که تعلیمات انبیا را به مردم برسانند و دست مردم رابگیرند و از این گرفتاری ها که دارند، نجات بدهند. ... روحانیت مسیح یک خصوصیت زیادیدارد و آن اینکه قدرت های بزرگ،مسیحی هستند، مدعی مسیحیت هستند و آن قدرت های بزرگ اند که در دنیا بر خلاف تعلیمات خدای تبارک و تعالی که به همه انبیا تعلیم فرموده است وبر خلاف تعلیمات عیسی مسیح، عمل می کنند، روحانیت مسیح موظف است به حسب تعلیمات مسیح و به حسب تعلیم خدای بزرگ، که با این قدرت هایی که برخلاف مسیر انبیا و بر خلاف مسیرمسیح رفتار می کنند، مبارزه معنوی بکنند».

معجزه های عیسی علیه السلام
حضرت عیسی بن مریم علیه السلام ، از پیامبران بزرگواری است که اصل وجود، آغاز و پایان زندگی اش،با معجزه همراه بود. عیسی علیه السلام پیغمبری است که بدون داشتن پدر، از مریم مقدّس به دنیا آمد و ازهمان آغاز چشم گشودن، معجزه های شگفتی از وی به ظهور رسید. پایان زندگی اش نیز بامعجزه همراه بود و خدای سبحان، او را با اعجاز از دست دشمنان رهایی بخشید و به آسمان بالا برد. معجزه های حضرت عیسی علیه السلام در دوران زندگی فراوان است که از آن شمار می توان به سخن گفتن در گهواره، زنده کردن مردگان، شفا دادن کور مادرزاد و بیماری های درمان ناپذیر، نزول مائده آسمانی و آفرینش مرغ از گِل به اذن پروردگار اشاره کرد.

توطئه قتل عیسی روح الله
در عصرمسیح، یهودیان از گسترش پیام حضرت عیسی علیه السلام و گرد آمدن مردم پیرامون او، سخت به وحشت افتاده بودند. آنان می هراسیدند که انقلابی خونین بر پا شود و همه قدرت و ثروتشان را بر باد دهد، از این رو، جاسوسان خود را در اطراف آن پیامبر الهی گماشتند، کمین ها بر سرراهش ترتیب دادند و به انواع دسیسه ها دست یازیدند. ولی این همه غوغای تبلیغاتی یهود، دربرابر صدای رسای دعوت مسیح تأثیری نداشت و عیسی را از عزم راسخش باز نداشت و او همچنان در نشر حقایق می کوشید. در پی سخنان مسیح علیه السلام مردم گروه گروه از پیرامون یهودیان پراکنده می شدند که نزدیک بود اساس آنها را ویران نماید. بر این اساس، یهودیان با مشورت به این نتیجه رسیدند که بایدعیسی علیه السلام را دستگیر کنند و به قتل رسانند که خداوند با بالا بردن حضرت عیسی به آسمان، این توطئه آنان را نقش بر آب نمود.

فروتنی و تواضع
حضرت عیسی علیه السلام همواره با گفتار و کردار خود، حواریّون را آموزش می داد. در حدیث معتبری چنین آمده که روزی حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای گروه حواریون، حاجتی دارم، آن را برآورید. گفتند: حاجت تو برآورده خواهد شد ای روح اللّه . پس عیسی برخاست و پاهای ایشان را شست. حواریون گفتند: ای روح خدا، ما به این کار از تو سزاوارتر بودیم. آن گاه عیسی علیه السلام فرمود: «سزاوارترین مردم به خدمت کردن، دانشمند است. من به این دلیل به شما فروتنی کردم، تا شما پس ازمن برای مردم فروتنی کنید». سپس فرمود: «حکمت، به فروتنی آباد می شود نه به غرور و فخرفروشی؛ همچنان که گیاه و زراعت در زمین نرم  و هموار می روید، نه در زمین سخت وناهموار».

سرانجام محبت دنیا
چنین نقل شده که روزی عیسی علیه السلام به شهری رسید که اهلش جملگی مرده بودند واستخوان هاشان در خانه ها و بر سر راه ها افتاده بود. عیسی علیه السلام به حواریون فرمود: اینان به عذاب الهی هلاک شده اند؛ زیرا اگر به مرگ طبیعی مرده بودند، یکدیگر را دفن می کردند. آن گاه ندا داد: ای اهل شهر، یکی از ایشان در جواب گفت: لبّیک یا روحَ اللّه . عیسی گفت: حال شما چگونه بوده است؟ گفت: صبح در عافیت و سلامت بودیم و شب خود را در هاویه دیدیم. حضرت پرسید: هاویه چیست؟ عرض کرد: دریایی از آتش که کوه هایی از آتش در آن قرار دارد. پس عیسی پرسید: چه چیز سبب چنین عذابی بر شما شده است؟ گفت: محبت دنیا و اطاعت از طاغوت.

ای عیسی
در حدیث معتبری از امام صادق علیه السلام آمده است که از شمار پندهایی که حق تعالی به عیسی علیه السلام وحی فرمود، این بود که: «ای عیسی، بدان که هم نشین بد، گمراه می کند و رفیق بد، هلاک می گرداند. پس دریاب که با چه کسی هم نشینی می کنی و از مؤمنان، برادری برای خود اختیار کن. ای عیسی، با آب، ظاهر خود را شست و شو ده و به نیکی ها و طاعت، دردهای باطن خود را دوا کن؛ زیرا بازگشت تو به سوی من است. ای عیسی، به ثواب من امید داشته و از عذاب من هراسان باش. دل خود را از خواهش شهوت های دنیا بمیران و فقط از من بترس.

ایعیسی، یاد مرا به زبان خود زنده دار و محبتم در دل خویش جای ده. ای عیسی، بر بلاهای من صبر کن و به قضاهای من راضی باش و چنان باش که من می خواهم؛ همانا خواسته من این است که فرمانم برند و معصیتم نکنند».

اندرزهایی از حضرت مسیح علیه السلام
فقط بدی ها را نبینیم
در روایتی چنین آمده است: «روزی حضرت عیسی علیه السلام با حواریّون از راهی می گذشتند، ناگاه به مردار گندیده سگی رسیدند. حواریّون با مشاهده این صحنه گفتند: چقدر این سگ بدبو و متعفّن است؛ ولی حضرت عیسی علیه السلام فرمود: این سگ چه دندان های سفید و خوشایندی دارد؟» آری،عیسای پیامبر با این سخن، به حواریّون آموخت که در کنار بدی، باید خوبی ها و زیبایی ها را دید و فقط به زشتی های ظاهری افراد بسنده نکرد.

اثر فرزند صالح
روزی حضرت عیسی علیه السلام از کنار قبری گذشت که صاحب آن را عذاب می کردند. سال بعد از کنارهمان قبر گذشت، ولی عذابی برای صاحب قبر مشاهده نکرد. پس به درگاه خداوندی عرض کرد: خداوندا، سال پیش از کنار این قبر گذشتم، صاحبش را عذاب می کردند، ولی امسال عذاب برداشته شده است. سبب این امر چیست؟ به آن حضرت وحی رسید: «ای روح اللّه ، صاحب این قبر، فرزندی داشت که چون به سن بلوغ رسید، صالح شد و راهی از راه های نیکان را برای ایشان اصلاح کرد که عبورشان از آن آسان باشد. هم چنین یتیمی را نزد خود جای داد. پس او را برای انچه فرزندش کرد، آمرزیدم».

تأسف دنیا را نخوریم
حضرت عیسی علیه السلام به حواریّون می فرمود: «ای بنی اسرائیل، هنگامی که دین شما سالم بود، بردنیایِ ز دست رفته خود تأسف نخورید ،درست مثل دنیاپرستان، که وقتی دنیایشان سالم است،برای آنچه از دینشان رفته، تأسف نمی خورند».

دنیا، شایسته شما نیست
حضرت عیسی علیه السلام همیشه به یاران خود می فرمود: «ای فرزندان آدم، از دنیا به سوی خدا بگریزید و دل هایتان را از آن بردارید؛ زیرا شما شایسته آن نیستید و دنیا نیز شایسته شما نیست، شما در آن نخواهید ماند و دنیا هم برای شما پایدار نمی ماند. دنیا، پرفریب و پرماجراست. فریب خورده،کسی است که مغرور آن گردد، زیان کار کسی است که به آن دل بندد و هلاک شونده کسی است که آن را دوست بدارد و آن را بخواهد».

درمان ناپذیری انسان احمق
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: عیسی بن مریم علیه السلام فرمود: من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا، ایشان را شفا دادم، کور مادرزاد و شخص برص دار را به اذن خدا بهبودی دادم و مردگانرا زنده کردم، ولی نتوانستم شخص احمق را اصلاح و درمان کنم. به آن حضرت گفتند: احمق کیست؟ فرمود: شخص خودپسند و خودرأی؛ کسی که هر فضیلت و برتری را برای خود می بیند، نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد، نه دیگران. این احمقی است که بهبودی و مداوایش ممکن نیست.

عصاره افلاک
مسیح، نه نخستین پیام آور خدا بود، و نه آخرین فرستاده آسمان؛ بلکه روحی لطیف در کالبد همه زمان هاست و نامش، بهارِ مهربانی درخزان زندگانی است. ... مهربانانه ترین پیام او با جهانیان،بشارت ظهور پیامبری بود که راه او را به مقصد رساند و نام او را از صلیب جهل و کینه، بر عرش سینه ها نشاند. عیسی علیه السلام شادترین کلمه خدا با غمگینان خاکی بود و همو این شادی را نذر محمد صلی الله علیه و آله و سلم کرد و خود بر آستان او بوسه امتنان زد. عیسی، پیامبر رحمت و معجزه رسالت بود. عطرِ مهرانگیزی او میان انسان ها پراکنده شده، تا ابد مشام جان هر که را که به یاد حق زنده است،می نوازد 

(این متن رو سال قبل تو یکی از سایتها دیدم چون خیلی زیبا و کامل بود کپیش کردم منبعش یادم نیست!اوه)