از روزبه تا سلمان محمدی!

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

از روزبه تا سلمان محمدی!
نویسنده : غریب آشنا - ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
 

زادگاه و کودکی

سلمان محمدی (فارسی) یا روزبه فرزند یکی از دهقانان (زمین داران) ایرانی بود. از شهرهای گوناگونی چون: کازرون فارس، اصفهان و رامهرمزخوزستان ، به عنوان زادگاه سلمان فارسی یاد شده‌ است

پدر روزبه «بدخشان کاهن‏» (روحانى زرتشتى) بود و کار همیشگى ‏اش مراقب از آتش و هیزم نهادن بر آن بود!
 با اینکه سلمان در میان خاندان و محیطى زرتشتى دیده به جهان گشود، ولى هرگز در برابر آتش سر فرود نیاورد و به خداى یگانه اعتقاد یافت. سلمان در دوران کودکى مادرش را از دست داد و عمه‏ اش سرپرستى او را به عهده گرفت.

روزبه، بعد از آنکه دریافت قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانى سازند و پس از آن اگر به آیین نیاکانش ایمان نیاورد اعدامش کنند، با همکارى عمه‏ اش گریخت و روانه بیابان شد. در بیابان کاروانى دید که به سوى شام می ‏رفت; پس به مسافران پیوست و رهسپار سرزمینهاى ناشناخته گردید.


ایمان به مسیحیت

او در طول سفر با کشیش ها و روحانی های مختلفی برخورد داشت و در محضر آنها به کسب علوم الهی پرداخت و مدام از زبان آنها بشارت پیامبر آخرالزمان را می شنید!
ابوریحان بیرونی در «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» می‌نویسد: « انجیل سبعین (بلامس) نام انجیلی است که " سلام بن عبدالله سلام" از زبان سلمان فارسی نوشته‌است.» او پس از فوت استادش همراه با کاروانی رهسپار شبه جزیره عربستان شد. چون وعده ظهور پیامبری را شنیده بود. در راه ، کاروان مورد حمله قرار می ‌گیرد و او به اسارت در آمد و مردی یهودی از مدینه او را به بردگی خرید و به یثرب برد

ایمان به اسلام

روایت مستند و پذیرفته ‌شده‌ای میان مورخان شیعه و غیر شیعه هست که سلمان چون علائم پیامبر خاتم را شنیده بود روزی ظرفی خرما برای پیامبر آورد و گفت صدقه ‌است پیامبر خدا  آن را نپذیرفت. روز دیگری ظرفی خرما آورد و در پاسخ رسول خدا فرمود: که صدقه نیست و هدیه ‌است که پیامبرخدا آن را پذیرفت. سلمان از این رویداد و بررسی دیگر نشانه‌ ها به پیامبری او ایمان آورد!
سرانجام سلمان، در همان هجرت ، گمشده ‏اش را یافت و در حالى که برده یک یهودى بود، در محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمان شد.

پیامبر گرامى اسلام(ص) سلمان را به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه (هر وقیه معادل چهل درهم)، از مرد یهودى، خرید و آزادش ساخت و نام زیباى «سلمان‏» را بر او نهاد
انتخاب این نام زیبا از سوى پیامبر(ص) نشانه پاکى و سلامت روح سلمان است.

دیری نپایید که سلمان جزو بزرگترین اصحاب رسول خدا(ص) شد!

اعراب بادیه نشین به خاطر اخلاق پست نژاد پرستی و تحقیر او را سلمان فارسی می خواندند اما رسول گرامی اسلام او را در زمره اهل بیت خود جای دادند و به اصحاب فرمودند که او را سلمان محمدی بخوانید!

در ماجراى جنگ خندق، که در سال پنجم هجرى رخ داد و به پیشنهاد سلمان پیرامون شهر خندق کندند. هر گروهى مى‏ خواست‏ سلمان با آنها باشد; مهاجران مى‏ گفتند: سلمان از ما است. انصار مى ‏گفتند: او از ما است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سلمان منا اهل البیت‏»

سلمان از ما اهل بیت است.

فضائل سلمان فراوان و روایات در شأن او بسیار است.
جابر نقل مى ‏کند که رسول خدا(ص) فرمودند:

«همانا اشتیاق بهشت ‏به سلمان بیش از اشتیاق سلمان به بهشت است; و بهشت ‏به دیدار سلمان عاشق ‏تر از دیدار سلمان به بهشت است.»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

«هر که مى ‏خواهد به مردى بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان درخشان کرده، به سلمان بنگرد.»

و همچنین فرمودند:

«سلمان از من است، کسى که به او ستم کند به من ستم کرده است و کسى که او را بیازارد مرا آزرده است.»


سلمان در دوران حکومت هیچ ‌گاه از حقوق بیت المال برای خود چیزی برنداشت و همه ‌ی آنرا صدقه می ‌داد و برای امرار معاش زنبیل می‌بافت.


بعد از رحلت جانسوز رسول خدا (ص)، غصب خلافت و مظلومیت‏ حضرت على(علیه السلام)، سلمان در خطبه ه‏اى بسیار فصیح، که مى ‏توان آن را «کوبنده و افشاگرانه‏» خواند، چنین گفت:

«اى مردم! هر گاه فتنه‏ ها و آشوبها را همچون پاره ظلمانى شب دیدید که برجستگان در آن به هلاکت مى ‏رسند، بر شما باد به آل محمد(ص) چرا که آنها راهنمایان به سوى بهشتند، و بر شما باد على(علیه السلام). اى مردم! ولایت را در میان خود همانند سر قرار دهید.»

یعنى اگر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را نداشته باشید، مسلمان حقیقى نیستید و دین شما سودى ندارد.

نقش سلمان در تشیع ایرانیان

یکى از کارهاى بسیار مهم سلمان، که بخش اعظم زندگى او را فرا گرفته بود، تلاش پیگیر او در معرفى اسلام ناب و تشیع راستین بعد از رحلت رسول خدا(ص) است. او در این راستا در مدینه جهاد کرد و از هر فرصتى بهره برد. وقتى به مدائن آمد، همین عقیده را دنبال کرد و نقش بسیارى در تشیع ایرانیان داشت.

مى ‏پرسند: با اینکه اسلام در عصر خلافت‏ عمر وارد ایران شد، چرا اکثریت قاطع مردم ایران، شیعه حضرت على(علیه السلام) هستند؟

در پاسخ باید گفت: عوامل متعددى سبب این گرایش است. از نخستین عوامل این گرایش، وجود سلمان در مدائن و رفت و آمد او به کوفه و حوالى آن و حتى اصفهان و ... بود. سلمان پیام‏ آور اسلام ناب، منادى تشیع و نویدبخش مذهب اهل بیت (علیهم السلام) بود و اکثر ایرانیان این ندا و نوید را شنیدند و پذیرفتند.

مرقد شریف حضرت سلمان(سلام الله علیه) در مدائن، در پنج فرسخى بغداد، نزدیک طاق کسرى قرار دارد.

سلمان فارسی

برای مطالعه بیشتر در مورد زندگی سلمانی محمدی(رحمت الله علیه) می تونید به تمامی کتب تاریخی صدر اسلام مراجعه کنید!

زیرا شخصیت سلمان آنقدر بلند و والاست که اگر از قلم تاریخ نگاری بیفتد قطعا کتاب وی ناقص قلمداد خواهد شد!