از روزبه تا سلمان محمدی!

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

چرا دارم رو آخوند بی عمل اینقده مانور میدم؟!!!
نویسنده : غریب آشنا - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠
 

بعضی از دوستان می پرسند چرا اینقده دارم رو آخوند بی عمل مانور میدم؟!!

نکنه دارم توطئه میکنم!!!نیشخندشیطان

بذارین یه چیز رو اعتراف کنم!

بابا خودمم بعد هفت سال کار الکترونیک و تعمیرات و مغازه داری ،کار  رو تعطیل کردم و الان هم تو کسوت آخوندی مشغولم!یول

به قول یکی از همکارا: آدم بد بود که رفتی آخوند شدی!شیطان

یا به قول اون یکی که میگفت: سید فهمیده پول کجاست برا همین رفته آخوند شده!عینک

من قبلا وارد حوزه شده بودم اما مدتی نگذشت که...


اما مدتی نگذشت که با نفرت تمام حوزه رو ترک کردم!

چون واقعا همه رو به یک چشم می دیدم!

ار بدی، دو رویی ، ظلم ، بی رحمی فوق العاده ذاتا متنفرم!

با دیدن بعضی از همین روحانی نماها و اینکه چطور دارند با دین بازی میکنند دیگه خون جلو چشمام رو گرفت و مانع شده که دیگران رو ببینم!

برا همین از همه متنفر شدم!

رفتم دنبال مغازه داری و کاسبیم!

البته ناگفته نماند چیزهای دیگه ای هم دخیل بود!

از قبیل مشکل بودن دروس، بی پولی کشیدنش ، توهین شنیدنش و...

گفتم ما رو بخیر و اینها رو بسلامت!

منو چه به آخوندی!قهر

تو دوران مغازه داری خدارو شکر کارم خوب بود و در کنارش تا میتونستم هم در زمینه امور فرهنگی و این جور مسائل هم کار میکردم که برا خودش داستانها داره!

اما همیشه یه چیر آزارم میداد! ترک سنگر! فرار از سنگر! نفوذ دشمن!

چون میدیم مردم چطور دارند روزبه روز از دین فرار می کنند!تعجب

خلاصه یه روز یکی از بچه های طلبه که واقعا یه نابغه ایه در همه امور! ((علمی که همه ی کتب رو میخوره(یه روز دیدم غیر از کتب فلسفه و این جور چیزا داره فیزیک هالیدی و... می خونه)! تقوا درجه یک! اخلاق 20! پشتکار و فعالیت همینو بگم که شبها تا به صبح مشغول مطالعه ست!و...))

بهم گفت فلانی چرا نمیای حوزه!؟

منم عقده های چندین سالم باز شد و گفتم برا چی بیام حوزه؟؟؟!!

بیام که قید زندگیم رو بزنم!قید آسایشم رو بزنم؟! شب و روز درس بخونم که تازه بشم امثال فلانی ها؟!! تازه میرم تو خیابون بهم متلک بگند؟!! یکی دیگه خورده برده، من جواب پس بدم؟!! میرم دانشگاه دست آخر ،مردم تا کمر جلوم دولا میشند و میگن آقای دکتر!آقای مهندس و...

بیام آخوند بشم حداقل 10 سال درس بخونم که تازه داد بزنند مارمولک؟!!

برا چی بیام حوزه؟

برای چی بیام نون خودمو آجر کنم؟!!

خلاصه این رفیق شفیق ما مخمون رو زد و یکی یکی سرحوصله و با متانت تمام جواب سوال هام رو داد!

بله دیگه!

شدم آخوند!( البته خدا کنه لیاقت این لباس و این کسوت رو داشته باشم و بتونم دردی از این جامعه دوا کنم!)

بعد از اون دیگه عینک دودی رو برداشتم!

دیدم اون یکی مهندس بوده ول کرده اومده حوزه! اون یکی زرگره اومده حوزه! اون یکی مثل خودم بازاری و اهل هنر بوده اومده حوزه!

دیدم خیلی ها دست از رفاه و آسایش خودشون کشیدند و این مسیر رو انتخاب کرده اند!

اما متاسفانه بالاخره هستند کسایی هم که...ناراحت

و اما دردم!

درد اینجاست!!!

درد اینجاست که اگر مردم از یه آخوند عملى که بر خلاف انتظاره مشاهده کنند تجزیه تحلیل نمیکنند!

همه جا هم خوب هست و هم بد!

اگه یه بقال خلاف کنه، مى ‏گند فلان بقال خلافکاره!

اگر یک عطار یه عمل زشتى مرتکب بشه، میگند فلان عطاره زشتکاره!

اما آخوند! که هر چی میکشیم ار همین آخوند جماعته!نیشخند

اگه یه آخوند کار بدی بکنه میگن؟!

چی میگند؟!!

تعارف نکن بگو چی میگند؟!!نیشخند

 

غریب نوشت: خدایا به ما توان شناخت و تشخیص خوب از بد ، عطا فرما!

تنها نوشت: خدایا فرج صاحبمون رو برسون!