از روزبه تا سلمان محمدی!

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

خواب شیخ مفید و یار غار
نویسنده : غریب آشنا - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱
 

یار غار


اهل سنت برای اثبات برتری ابوبکر بر مولای متقیان علی علیه السلام به آیه غار متمسک می شوند و این آیه را دست آویزی برای پیش بردن مقاصد خود قرار داده اند و معتقدند چون خداوند از ابوبکر به عنوان همراه پیامبرخدا(ص) یاد کرده پس...!

آیه مبارکه فوق:

لاتَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَرُوا ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها (توبه/40)

«اگر پیامبر را یاری نکنید خداوند او را یاری خواهد کرد، آن هنگام که [در جریان هجرت] کافران او را بیرون کردند، در حالیکه دو نفر بودند ،در آن هنگام که آن دو در غار بودند او به همراه خود می‌گفت: غم مخور خدا با ماست.

در این هنگام خداوند آرامش خود را بر او [پیامبر(صلی الله علیه و آله)] فرو فرستاد و با لشکرهایی که آنها را نمی‌ دید او را تقویت نمود».

برای رد ادعای فوق مناظره شیخ مفید(ره) در خواب با جناب عمر رو خدمتتون عرض میکنم.

شیخ مفید(ره) می‌فرماید:

شبی در خواب دیدم گویا به راهی می‌روم ناگاه چشمم به جمعیتی افتاد که به گرد مردی حلقه زده بودند و آن مرد برای آنها قصه می‌گفت: پرسیدم: آن مرد کیست؟ گفتند: «عمر بن خطاب» است. من نزد عمر رفتم، دیدم مردی با او سخن می‌گوید ولی من سخن آنها را نمی‌فهمیدم، سخنشان را قطع کرده و به عمر گفتم: بگو دلیل برتری ابوبکر در آیۀ غار چیست؟
عمر گفت: شش نکته‌ ای که در آیه وجود دارد بیانگر فضیلت اوست، آنگاه آن شش نکته را برشمرد

شیخ مفید (ره) می‌فرماید: به او گفتم: به راستی حق رفاقت با ابوبکر را ادا کردی!

ولی من به یاری خداوند به تمام این شش نکته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی خاکستر را می‌پراکند و آن این است:
1 – دومین نفر قرار دادن ابوبکر دلیل بر فضیلت او نیست. [و تنها اخبار از عدد است] زیرا گاهی مومن با مؤمن و همچنین مؤمن با کافر در یکجا قرار می‌گیرند و وقتی انسان بخواهد یکی از آنها را یاد کند می‌گوید: دومین از آن دو [{ثانی اثنین} با توجه به اینکه معیار فضیلت در قرآن منحصر در تقواست {ان اکرمکم عند الله اتقاکم}


2 – ذکر پیامبر و ابوبکر در کنار یکدیگر هیچ دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد؛ زیرا – چنانچه گفتیم – در یک جا جمع شدن دلیل بر خوبی نیست و چه بسا مؤمن و کافر در یک مکان جمع می‌شوند، همانگونه که در مسجد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که شرافتش از غار ثور بیشتر است مؤمن و منافق و ... می‌آمدند و در آنجا کنار هم اجتماع می‌کردند. چنانچه خداوند در قرآن می‌فرماید: {فَما لِ الَّذینَ کَفَرُوا قِبَلَکَ مُهْطِعینَ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزینَ} (معارج/36) «این کافران را چه می‌شود که به سرعت نزد تو می‌آیند، از راست و چپ و گروه گروه» و همچنین در کشتی نوح هم نبی الله بود و هم شیطان و هم حیوانات، پس اجتماع در یک مکان دلیل بر فضیلت نیست.


3 – اما در مورد مصاحبت و همراهی، این نیز دلیل فضیلت نیست؛ زیرا مصاحب به معنای همراه بودن است و چه بسا کافر با مومنی همراه و مصاحب باشد، چنانکه قرآن می‌فرماید: {قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ} (کهف/37) «دوست [با ایمان] او [به همراه و مصاحبش] که با او گفتگو می‌کرد گفت: آیا به خدایی که تو را از خاک آفریده است کافر شدی» پس مصاحبت به تنهایی دلالتی بر فضیلت ندارد.


4 – اما اینکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به ابوبکر فرمود: {لاتحزن} «نترس» این دلیل بر خطای ابوبکر است نه فضیلت او؛ زیرا حزن و ترس ابوبکر یا به جا بوده و یا بی جا و گناه. اگر به جا بود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) او را از آن نهی نمی‌کرد، پس بی جا و گناه بوده که حضرت او را از آن نهی نموده است و فرمود: «لاتحزن» [آری، ترس او بی جا و گناه بوده، و این آیه نه تنها دلالت بر مدح ندارد بلکه گویای مذمت اوست. چون خداوند متعال می‌فرماید: {أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ} (یونس/62) «آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترس و اندوهی در دل آنها نیست» جالب اینکه: این حزن و ترس او حتی در صورتی بوده که ابوبکر بشارت‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) را می‌شنیده و برخی از معجزات آشکار را نیز دیده است؛ معجزاتی که بایست او را به سر حدّ یقین برساند‌، معجزاتی که خبر از محافظت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از دست دشمنان می‌داد، حتی دید که چگونه و در یک لحظه عنکبوت تاری را بر در غار تنید و کبوتری نیز در آنجا تخم گذارد، اما در عین حال ابوبکر برخود می‌ترسید که مبادا خطری به وی رسد!]


5 – اما اینکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: {ان الله معنا} «خدا با ماست» دلیل بر آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه منظور شخص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به تنهایی می‌باشد و حضرت از خودش تعبیر به جمع می‌کند، چنانکه خداوند در قرآن از خود به لفظ جمع یاد کرده است و می‌فرماید: {إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ} (حجر/9) «ما ذکر [قرآن] را فرستادیم و ما قطعاً آن را نگهبانیم».


6 – اما اینکه گفتی: سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده [{فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ}] با ظاهر سیاق آیه مخالف است؛ زیرا سکینه بر آن کسی نازل شده است که طبق قسمت آخر آیه لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) باشد. اگر بخواهی بگویی هر دو [یعنی سکینه و یاری لشکر نامرئی] برای ابوبکر بوده، باید پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در اینجا از نبوت خارج سازی. پس سکینه بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرود آمده: زیرا در غار تنها کسی بود که شایستگی آرامش داشت [توضیح اینکه: ضمیر {علیه} در {فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ} به شخص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) باز می‌گردد به دو جهت: جهت اول اینکه: در آن حال با این حرکات و جزع و فزع‌هایی که ابوبکر داشت، پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) بیم این را داشت که قضیه فاش شود، لذا خداوند سکینه‌اش را بر او نازل فرمود. جهت دیگر اینکه: ضمائر قبل و بعد در آیه همگی بدون شک به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) باز می‌گردد مثل ضمیر در ]تنصروه – نصره – یقول – اخرجه – لصاحبه – ایده[ حال اگر تنها ضمیر {علیه} به غیر حضرت باز گردد خلاف ظاهر و سیاق است و اینکه گفته شد: پیامبر(صلی الله علیه و آله) احتیاج به سکینه و آرامش ندارد در پاسخ می‌گوییم: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز در هنگام شدائد احتیاج به سکینه و آرامش دارد، چنانچه خداوند در چند جا آرامش و سکینه‌اش را بر حضرت نازل فرمود، کما اینکه در واقعۀ حنین فرمود: {ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤمِنینَ} (توبه/26) «سپس خداوند سکینه و آرامشش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان نازل کرد». و همچنین در دیگر موارد مانند آیه 26 سوره فتح. جالب اینجاست که در تمامی موارد خداوند سکینه و آرامشش را بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)و بر مؤمنین فرو فرستاده است اما در آیۀ غار فقط بر شخص رسول الله(صلی الله علیه و آله) فرستاده است.


در ادامه شیخ مفید(ره) به عمر بن خطاب فرمود: اگر به این جمله [آیۀ غار] برای رفیقت [ابوبکر] استدلال نکنی بهتر است. در اینجا بود که او [عمر] نتوانست پاسخ مرا بدهد و مردم از دورش پراکنده شدند و من از خواب بیدار شدم.

منبع: شرح المنام شیخ مفید(ره)