خیلی وقتها یواشکی البته با کلی عذرخواهی به دوستای خوبم که خیلی خیلی هم دوستشون دارم نسبت به بعضی عکس های وبلاگشون اعتراض میکنم!
اون دوستایی که برامون مثل دوست بودند و منم دوستشون داشتم و دارم ،می اومدند و دلیلش رو می پرسیدند!

البته منکر یه سری چیزهایی نمیشم که واقعا بعضی عکس ها مکمل نوشته هاشون بوده و بیشتر عمق نوشته هاشون رو میرسونه!
و حتی یه ذره هم به این فکر نکردم که زبونم لال به خاطر... این عکسها رو گذاشته باشند!
چون به همه ی دوستان خوبم ایمان دارم که تو این چیزها و تو این حرفها نیستند!
اما بالاخره چه کنیم از دست شیطونه که این وسط بیکار ننشسته و...
یه وقتهایی بعضی از دوستان می اومدند و مشکلات جنسی شون رو مطرح میکردند و راه چاره می خواستند!
بالاخره جونی و مجردی و اوج غرایز!
نظرات ()