/ 10 نظر / 13 بازدید
بینام بانو

سلام به شدت به کمکت نیازمندم از نوع فوری یه کتابی مقاله ای چیزی که درست و درمون از نظر عقلی نماز رو اثبات کرده بهم معرفی کن لطفا.البته میدونم هیچ عقلی نمیتونه اثبات کنه و همه ی دلایل رو بیان کنه. میخوام اون چیزی که تا الان بشر بهش رسیده رو بخونم. برای یه جلسه ای میخوام. تا آخر امشب حتما حتما. به ایمیلم بفرست اگه میشه. راستی این دکتر سلام رو تو دانشگاهمون پخش میکنیمش معمولا. کار جالبیه. کار خوبی کردی که معرفی کردی

محسن

چند سئوال از اسلام اموی http://fa.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9536

منشور هنر

سلام. طنز دکتر سلام و خیلی دوست داشتم ببینم، سپاس از شما. بروزم با: «ما از خدای گم شده ایم، او به جستجوست...» از مرحوم اقبال لاهوری.

مهدیس

آقا سید روزتون مبارک[گل]

منشور هنر

سلام. بروزم با: داستان هایی از مکارم اخلاقی که در نهاد هر بشری هست و خداوند پیامبرانی را فرستاد تا به ما آن ها را یاداوری کند و حالا در گوشه گوشه دنیا نشانه هایی از این مکارم رو میشه لمس کرد. [گل]حضرت محمد مصطفی (ص): «من براى (احیاى) مکارم و نیکى‏ هاى اخلاقى مبعوث شدم.»[گل]

عمه

شاعر : مقام معظم رهبری دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو سپند وار زكف داده ام عنان بی تو ز تلخ كامی دوران نشد دلم فارغ زجام عشق لبی تر نكرد جان بی تو چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی پر است سینه ام ز اندوه گران بی تو نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق سر بهار ندارند بلبلان بی تو لب از حكایت شبهای تار می بندم اگرامان دهدم چشم خونفشان بی تو چون شمع كشته ندارم شراره ای به زبان نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو ز بی دلی و خموشی چون نقش تصویرم نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شكرین دهان بی تو گزارش غم دل را مگر كنم چو امین جدا از خلق به محراب جمكران بی تو میلادمنجی عالم بشریت مبارکباد

منشور هنر

سلام. با تبریک ولادت با سعادت حضرت مهدی (ع)، بروزم با: «مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز / چشم در راه تو صاحب ‌نظرانند هنوز...» از مشفق کاشانی

مرتضی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

منشور هنر

سلام. بروزم با: «می گویند: روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد. از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ ...» برگرفته از کتاب ملاصدرا، تالیف: هانری کوربن.