/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Persian Friends

پيشنهاد شما براي به روز ماندن در زندگي!

س.ب

از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده... به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت، دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی، نه دلسوزی، نه حتی یاد دیروزی... هوا تلخ و هوس شیرین به یاد آنهمه شبگردی دیرین، میان کوچه های سرد پاییزی تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟ ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم ببار امشب! من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم. ببار امشب که تنها آرزوی پاک این دفتر گل سرخی شود روزی! ودیگر من نمی خواهم از این دنیا نه همدردی، نه دلسوزی، فقط یک چیز می خواهم! و آن شعری به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...

اپاانا

سلام دوست من آپم حتما بیاااااااااااااااااااااااااااا موفق باشی عکست رو ندیدم .

باشو

سلام شهادت جدبزرگوارت راتسلیت میگم [گل][منتظر]

باشو

سلام.بیا به خانه ی الاله هاسری بزنیم زداغ بادل خودحرف دیگری بزنیم به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم

باشو

ممنون .[گل][گل]

سارا

سکوت تنهایــــــــــی ام را تو بشکن : با زمزمه هـــات ، با ترانه هــــات، با هیــــــاهوی خنده هـــات ، با آوای کلمــــات ، ,با گرمای دستــــات ، با نور دیدگــــانت ، با هیاهوی شادی هـــات بشکــــــن و خورد کن سکوت تنهایـــــــی ام را ... بگــــــــذار انعکــاس آن چیزی بـــاشد جز تنهایــــــــی ... بگــــــــذار آن برگشت تو باشــــی ...