هیچوقت نمیبخشمش!!!

من اصلا خطا و اشتباهی نکردم!
کاملا طرفم مقصره! اون یه جانی! یه خونخوار! یه انگل ! اون یه سگ پاچه گیر!
که عادت کرده پاچه همه رو بگیره و پارس کنه!
من یه آدم عاقل! آیا درسته منم پاچه سگه رو بگیرم؟! چون اون پاچه منو بیخودی گرفته؟!!!
آدم عاقل با یه سگ چطور برخورد میکنه؟!!
هیچی!
سری بعد نه تنها ازش کینه به دل نمیگیره، بلکه با یه تکه نون یا یه تکه استخون ازش پذیرایی میکنه!
سگه رو خجالت زدش میکنه!
دیگه هر وقت از اونجا رد میشه سگه براش دم تکون میده!
فرض بر این میذاریم سگه اصلا آداب معاشرت بلد نیست و اهل تشکر و دم تکون دادن هم نیست!!!
حالا باید کینه ازش به دل بگیریم؟!!
نیش عقرب نه از بهر کین است   اقتضای طبیعتش این است

حالا تکلیفمون چیه؟!!
هیچی!
مگه پیشوایان ما، پیامبر مون و ائمه، روش این چنین برخوردی رو به ما یاد ندادند؟!!!
یهودیه و زنش هر بار پیامبر از کنار خونه ش رد میشد خاکستر بر سر پیامبر می پاشید به پیامبر ناسزا میگفت توهین میکرد بچه ها رو میفرستاد پیامبر رو هوو کنند و به تمسخر بگیرند حتی گاهی هم سیراب گوسفند رو موقع نماز بر سر پیامبر خالی می کردند!!!
کی تا حالا اینقده بهش بی احترامی شده؟!!!
کی تا حالا به اندازه پیامبر در حق بندگان خدا مهربونی کرده؟!!
یه روز که پیامبر خدا از کنار خونه اون یهودی گذر میکنند میبینند از اون یهودی خبری نیست!
جویای احوالش میشند!
میگند مریض شده و تو بستر افتاده!

( اگه مابودیم از ته دل یه آخیش میگفتیم و میگفتیم خدا رو شکر آه من دامنشو گرفت اما پیامبر خدا!!!)
پیامبر برا عیادتش به خانه اون زن و مرد یهودی میرند!
زنش که از خجالت از مقابل دیدگان پیامبر خدا جیم میشه!
مردش هم تا پیامبر رو میبینه مات و مبهوت روش رو برمیگردونه!
پیامبر اون طرفش میشینند!
باز رو بر میگردونه!
باز پیامبر جاشون رو عوض میکنند و اون طرف بستر مینشینند و از اون یهودی دلجویی میکنند!
اشک تو چشم های یهودیه جمع میشه و بغضش میترکه و به دست و پاهای پیغمبر میفته و ...اسلام و ایمان به خدا و رسولش!
چند تامون ادعای مسلمونی میکنیم ؟!!
چند بار مثل پیغمبرمون برخورد کردیم؟!!
موارد اینچنینی تا بخوایم در زندگانی پیامبر و اهلبیتش وجود داره!!!
وقتش نیست به پیامبرمون اقتدا کنیم؟!!

فایده های بخشش و گذشت به نظر من:
1.    کینه و نفرت آدمی رو منزوی و گوشه نشین و تنها میکنه پس خودمون رو نجات دادیم و روح خودمون رو آزاد کردیم
2.    وقتی می بخشیم خدا به ملائکه اش میگه این که بنده منه اینقدر راحت میبخشه پس من که خدای بخشش و رحمتم چطور از سر تقصیرات این بنده ام نگذرم و نبخشمش؟!! پس بخشش خدا رو برا خودمون ضمانت میکنیم
3.    خودمون رو بزرگ کردیم چرا که بخشش تنها از بزرگانه! خداوند به انسان عزت و بزرگی عطا میکنه که به هیچ عنوان قابل تصور نیست
4.    امیر مومنان فرموده اند: هیچ حلاوت و شیرینی بالاتر و شیرین تر از بخشش نیست! پس کام خودمون رو با اینکار شیرین کرده ایم
5.    بدترین نوع تنبیه که من سراغ دارم گذشت و بخشش و خوبی کردن به کسی که به ما بدی کرده! چرا که با این کار طرفمون از عمل خودش پشیمان ، خجالت زده کردیم و طرفمون در صدد جبران برمیاد!
6.    دوستی  و محبتی که پس از گذشت و بخشش پیش میاد از ماندگارترین دوستی هاست
7.    و...

هیچ وقت کوچیک شدن رو بهانه ای برای نبخشیدن قرار ندیم!!! چرا که اگه بخشش باعث کوچیک شدن میشد خدا اینقدر بزرگ نمی بود!!

/ 32 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلیله

سلام خوبین به روزم و مشتاق حضور گرم شما [گل]

سارا

سلام دوست عزیز وقتتون بخیر دیدم خیلی وقته خبری ازتون نیست گفتم یه حالی ازتون بپرسم. ایشااله هرجا هستید شاد و سربلند باشید و ایام بکامتون باشه هر روز بهتر از دیروز

سارا

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی؟ دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

هالو هفت شنبه

سلام دوست من زیبا بود . به من سر بزن و شعر طنز "پاتو کفش حضرت مولانا " رو بخون ، و نظرت رو هم برام بنویس . شاد باشی

جوکرمومن

هوی! آدم باید با ولی نعمتش درست صحبت کنه! وگرنه یکی میاد با مشت میزنه تو چشش! دوست داریم میدونم که فهمیده ای! طنز وار گفتیم عاقلان دانند!

جوکرمومن

فدات! شوخی بود کلا! نرنجی ها نازک نارنجی!

جوکرمومن

حالا خوبه هنوز نزدیم! به قول قدیمی ها این بادش بود!

دریا

ایکاش خدا کینه رو از دل همه پاک کنه..