از روزبه تا سلمان محمدی!

ایمان به مسیحیت

او در طول سفر با کشیش ها و روحانی های مختلفی برخورد داشت و در محضر آنها به کسب علوم الهی پرداخت و مدام از زبان آنها بشارت پیامبر آخرالزمان را می شنید!
ابوریحان بیرونی در «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» می‌نویسد: « انجیل سبعین (بلامس) نام انجیلی است که " سلام بن عبدالله سلام" از زبان سلمان فارسی نوشته‌است.» او پس از فوت استادش همراه با کاروانی رهسپار شبه جزیره عربستان شد. چون وعده ظهور پیامبری را شنیده بود. در راه ، کاروان مورد حمله قرار می ‌گیرد و او به اسارت در آمد و مردی یهودی از مدینه او را به بردگی خرید و به یثرب برد

ایمان به اسلام

روایت مستند و پذیرفته ‌شده‌ای میان مورخان شیعه و غیر شیعه هست که سلمان چون علائم پیامبر خاتم را شنیده بود روزی ظرفی خرما برای پیامبر آورد و گفت صدقه ‌است پیامبر خدا  آن را نپذیرفت. روز دیگری ظرفی خرما آورد و در پاسخ رسول خدا فرمود: که صدقه نیست و هدیه ‌است که پیامبرخدا آن را پذیرفت. سلمان از این رویداد و بررسی دیگر نشانه‌ ها به پیامبری او ایمان آورد!
سرانجام سلمان، در همان هجرت ، گمشده ‏اش را یافت و در حالى که برده یک یهودى بود، در محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمان شد.

پیامبر گرامى اسلام(ص) سلمان را به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه (هر وقیه معادل چهل درهم)، از مرد یهودى، خرید و آزادش ساخت و نام زیباى «سلمان‏» را بر او نهاد
انتخاب این نام زیبا از سوى پیامبر(ص) نشانه پاکى و سلامت روح سلمان است.

دیری نپایید که سلمان جزو بزرگترین اصحاب رسول خدا(ص) شد!

اعراب بادیه نشین به خاطر اخلاق پست نژاد پرستی و تحقیر او را سلمان فارسی می خواندند اما رسول گرامی اسلام او را در زمره اهل بیت خود جای دادند و به اصحاب فرمودند که او را سلمان محمدی بخوانید!

در ماجراى جنگ خندق، که در سال پنجم هجرى رخ داد و به پیشنهاد سلمان پیرامون شهر خندق کندند. هر گروهى مى‏ خواست‏ سلمان با آنها باشد; مهاجران مى‏ گفتند: سلمان از ما است. انصار مى ‏گفتند: او از ما است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سلمان منا اهل البیت‏»

سلمان از ما اهل بیت است.

فضائل سلمان فراوان و روایات در شأن او بسیار است.
جابر نقل مى ‏کند که رسول خدا(ص) فرمودند:

«همانا اشتیاق بهشت ‏به سلمان بیش از اشتیاق سلمان به بهشت است; و بهشت ‏به دیدار سلمان عاشق ‏تر از دیدار سلمان به بهشت است.»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

«هر که مى ‏خواهد به مردى بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان درخشان کرده، به سلمان بنگرد.»

و همچنین فرمودند:

«سلمان از من است، کسى که به او ستم کند به من ستم کرده است و کسى که او را بیازارد مرا آزرده است.»


سلمان در دوران حکومت هیچ ‌گاه از حقوق بیت المال برای خود چیزی برنداشت و همه ‌ی آنرا صدقه می ‌داد و برای امرار معاش زنبیل می‌بافت.


بعد از رحلت جانسوز رسول خدا (ص)، غصب خلافت و مظلومیت‏ حضرت على(علیه السلام)، سلمان در خطبه ه‏اى بسیار فصیح، که مى ‏توان آن را «کوبنده و افشاگرانه‏» خواند، چنین گفت:

«اى مردم! هر گاه فتنه‏ ها و آشوبها را همچون پاره ظلمانى شب دیدید که برجستگان در آن به هلاکت مى ‏رسند، بر شما باد به آل محمد(ص) چرا که آنها راهنمایان به سوى بهشتند، و بر شما باد على(علیه السلام). اى مردم! ولایت را در میان خود همانند سر قرار دهید.»

یعنى اگر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را نداشته باشید، مسلمان حقیقى نیستید و دین شما سودى ندارد.

نقش سلمان در تشیع ایرانیان

یکى از کارهاى بسیار مهم سلمان، که بخش اعظم زندگى او را فرا گرفته بود، تلاش پیگیر او در معرفى اسلام ناب و تشیع راستین بعد از رحلت رسول خدا(ص) است. او در این راستا در مدینه جهاد کرد و از هر فرصتى بهره برد. وقتى به مدائن آمد، همین عقیده را دنبال کرد و نقش بسیارى در تشیع ایرانیان داشت.

مى ‏پرسند: با اینکه اسلام در عصر خلافت‏ عمر وارد ایران شد، چرا اکثریت قاطع مردم ایران، شیعه حضرت على(علیه السلام) هستند؟

در پاسخ باید گفت: عوامل متعددى سبب این گرایش است. از نخستین عوامل این گرایش، وجود سلمان در مدائن و رفت و آمد او به کوفه و حوالى آن و حتى اصفهان و ... بود. سلمان پیام‏ آور اسلام ناب، منادى تشیع و نویدبخش مذهب اهل بیت (علیهم السلام) بود و اکثر ایرانیان این ندا و نوید را شنیدند و پذیرفتند.

مرقد شریف حضرت سلمان(سلام الله علیه) در مدائن، در پنج فرسخى بغداد، نزدیک طاق کسرى قرار دارد.

سلمان فارسی

برای مطالعه بیشتر در مورد زندگی سلمانی محمدی(رحمت الله علیه) می تونید به تمامی کتب تاریخی صدر اسلام مراجعه کنید!

زیرا شخصیت سلمان آنقدر بلند و والاست که اگر از قلم تاریخ نگاری بیفتد قطعا کتاب وی ناقص قلمداد خواهد شد!

/ 88 نظر / 74 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

نمیخواستم این بحثو ادامه بدم اما مثل اینکه نمیشه[نیشخند] رفتم دنبال خاطرات دوران اسارت و اینا(یه کتابی هم از یکی گرفتم)کتاب جالبی بود برای قضاوت دو طرفه.اما توهین؟؟؟؟نه!!!!از نظر من(نظر بقیه محترم)حتی اگه من مسلمون باشم حق ندارم به ادم بی دین حتی یه بهایی توهین کنم.... دین رو کجا باید دید؟ ککدوم بچه این دوره میاد میره کتابای استاد مطهری میخونه؟؟؟ همه میشینن نصف عمرشونو پا ماهواره میذارن عده ی خوب هم میشینن پا tvحالا تو tvچی داره؟ گریه....گریه....گریه..... محرم گریه....تولد....گریه.... امام رضا دنیا میاد....گریه عاشورایی میخونن..... زینب زینب میگن.... اگه زینب میخواست گریه کنه تو سرش بزنه دیگه بهش نمیگفتن شیر زن اسلام!!!!دیگه دین نمیموند....

...

میگه لباسش خاکی بود فلان بود..... خب تو میدون جنگ گل پخش نمیکنن که!!! تو عاشوراش هم کی برای امام حسین گریه میکنه؟ همه یاد بدبختی و برادر فوت کرده و بچه از دست داده و......تهش یه چاشنی حسین جان بهش میزنن.... [عصبانی] بچه دور زمونه امروز دنبال این چیزا نیست....خود پیامبر میگه ما مامور شدیم با مردم به اندازه درک و فهمشون حرف بزنیم.... درک و فهم بچه امروز این دروغا که ماها میسازیم نیست..... یکبار فقط یکبار تو کتابهای تحصیلی تاکتیک های سیاسی ......دلایل اعمال و رفتار رو اوردن؟ یکبار گفتن چرا نماز میخونی؟؟؟؟گفتن دلیل علمیش چیه؟؟؟؟؟؟؟ دنیا امروز دیگه بچه ها قصه های پری و شاهزاده ها رو باور ندارن..... بزرگترامون چی ؟؟؟؟ جز اینکه تو مراسم عزاداریشون ببینن علم کدوم طایفه بلند تره.... رو سفید کردن مارو.... دیگه نمیدونم.....تغییری ایجاد نمیشه اما این مسلمونی نیست.... من دیگه این بحثو ادامه نمیدم... فقط هروقت حقوق خانوما رعایت شد...برابر شد....تو کتابابی درسی که 99%مردم فرومیکننش تو مغزشون گفت مرد و زن....گفت حقوق زن اونوقت شاید امیدی باشه.... شادوسلامت باشید[نیشخند]

فلورا تاجیکی

خیلی جالب بود کلی گریه کردم اخه منم یه جورایی از شک به یقین رسیدم ممنون

...

یه نفس بگیرید....[قهقهه]

م.یاور

سلام ممنون از حضورتون توی پازل تاریخی زندگی سلمان یه چیزی کم گذاشتین سلمان مهدوی زمان ظهور سلمان جز کسانی که رجعت می کنن هست و آن زمان سلمان مهدوی نام میگیره. به امید آن روز

آمنه

سلام کم پیدا شدین؟خوبید؟ آپم

امیدوار

باسلام ازاین مطلب زیبادروبلاگم استفاده کردم البته شرط امانتداری راهم بجاآورده آدرس وبلاگتان را هم قید نمودم بااحترام

امیدوار

سلام ازاین مطلب توی وبلاگم (البته باذکرمنبع) استفاده کردم

سلمان یعنی آرایشگر کجاش زبیاست

دارا

پاسخ به سوال دوستان ﺳﻠﻤﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ؟؟؟ ﺭﻭﺯﺑﻪ ﮐﺎﺯﺭﻭﻧﯽ " ﭘﺴﺮ " ﺑﺪﺧﺸﺎﻥ ﮐﺎﻫﻦ " ‏( ﺭﻭﺣﺎﻧﯽﺯﺭﺗﺸﺘﯽ‏) ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺍﺟﺪﺍﺩﯾﺶ ﻣﻮﺭﺩﺗﻌﻘﯿﺐ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ... ﺳﻠﻤﺎﻥ ‏( ﺭﻭﺯﺑﻪ ‏) ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺩﺍﺩ ﻭ ﻋﻤﻪ ﺍﻭ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ . ﺍﻭ ﯾﮏﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻭ ﺍﻫﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻠﻢ ﺳﺎﺣﺮﯼ ﻭ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺪﺗﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﻭﺭﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺗﺎﮐﺘﯿﮑﻬﺎﯼ ﺟﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ " ﻃﺮﺡ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ " ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﻢ ، ﺑﻮﺩ ... ﺍﻭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺩﯾﻦ ﻣﯿﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﻦﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺑﻮﺩ ﮔﺮﻭﯾﺪﻩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﯾﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ . ﺳﭙﺲ ﺩﯾﻦ ﻣﺎﻧﻮﯼ ‏( ﻣﺎﻧﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏) ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﻮﯼ ﺷﺪﻥ ﻣﻧﻔﻮﺭ ﻮ ﻣﻐﻀﻮﺏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮔﺸﺖ ... ﺳﻠﻤﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺶ ﻣﺎﻩﺣﺒﺲ ﺑﺎ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﺎﻗﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﻋﻤﻪ ﺍﺵ ﺍﺯ ﺩﯾﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺷﺪ ... ﺩﺭﺑﯿﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﯽ ﺭﺍﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻭ ﺭﻫﺴﭙﺎﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻬﺎﯼ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ . ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﺩﯾﻦ ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ . ﺍﺑﻮﺭﯾﺤﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ‏« ﺍﻵﺛﺎﺭ ﺍﻟﺒﺎﻗﯿﻪ ﻋﻦ ﺍﻟ