ازدواج یک طلبه

اما دوسه سال اول که می گذره و طلبه یه کم از نظر سن و سال بزرگتر می شه به مرور مساله ازدواج براش مهمتر جلوه می کنه و جهت مشروعیت یابی این کار اولش با دوستان طلبه حرف ازدواج رو مطرح می کنه و اینکه پیامبر (ص) فرموده که ازدواج سنت منه و هرکسی از این سنت دوری کنه از من نیست بعد میگن که در رساله داریم که هرکسی ترس از افتادن به گناه داشته باشه واجبه که ازدواج کنه و این آغاز ماجراست، اساتید اخلاق که به حوزه میان برای سخنرانی یواشکی در برگه ای نوشته شده که نظرتون در مورد ازدواج در سن پایین چیه؟

اگه این استاد پاسخ مساعد بده خب دیگه نور علی نوره چرا که یه استاد هم حمایت کرده اما اگه جوابش منفی باشه طلبه سعی میکنه یه جوری مشروعیته این جوابو زیر سوال ببره. خلاصه این روند ادامه داره تا اینکه طلبه ها در سال چهارم کتاب نکاح که همون بحث های ازدواج باشه رو به عنوان متن درسی می خونن که البته عجب کتابی هم هست دیگه خیلی از طلبه ها خودشونو آماده ازدواج می کنن یواش یواش باید آستین بالا بزنن، بر همین اساس اکثر طلبه ها در سن های بین۱۹ تا ۲۵ سال ازدواج می کنن البته یه عده ای هم هستن که به هر دلیلی در سنین بالاتر ازدواج می کنند.

ابهامات و سوالات قبل از ازدواج: مهمترین مساله ای که در بحث ازدواج طلبه ها وجود داره بحث معیشته که طلبه ها قبل ازدواج میگن آخه ما که درآمدی نداریم با این شهریه ای که میدن نمیشه که زندگی کرد، خونه گرفت و... این سوال ها رو که از طلبه های بالاتر و اساتید می پرسن با یه پاسخ مواجه می شن: خداوند خودش ضامن معیشت و ازدواجه باید به خدا اعتماد کرد، ما هم که می خواستیم ازدواج کنیم با دست خالی شروع کردیم و شکر خدا مشکلی هم پیش نیومد باید با قناعت زندگی کرد. همین پاسخ برای طلبه که البته یکم بدنشونم داغه کافیه که اقدامات رو شروع کنن. یکی دیگر از مشکلات، خانواده است آخه بعضی از خانواده ها میگن که بابا با جیب خالی نمیشه که زن گرفت، اما خب طلبه ها که ید طولائی در رایزنی و مجاب کردن دیگران دارن بالاخره خانواده رو راضی میکنن.

با چه کسانی ادواج میکنن؟ البته نمیشه یه قاعده کلی در این زمینه صادر کرد اما معمولا دنبال دختر خانمی هستن که اولا با ایمان باشه و تحصیلکرده و با زندگی طلبگی هم بتونه بسازه البته بحث قیافه ظاهری هم که واسه خودش مبحث دیگه است، طلبه ها معمولا ممکنه از فامیلهاشون زن بگیرن چرا که شناخت بهتری ازشون وجود داره و وقتی فرهنگها بهم نزدیک باشه خب زندگی بهتر اداره میشه، دوستان طلبه هم کسانی رو بهم معرفی می کنن مثلا طلبه ای میگه من یه دختر عمه دارم که اصلا خدا اینو آفریده برا تو، یا اینکه میگه ما یه همسایه داریم ماشاءالله از خانمی هیچی کم نداره، البته خیلی از طلبه ها هم با خواهر دوستشون ازدواج می کنن، البته طلبه های حوزه خواهران هم جای خود دارن، وقتی در حوزه برادران صحبت از حوزه خواهران می شه طلبه های مجرد یه لبخندی میزنن و به فکر فرو میرن، خیلی از طلبه ها با دختران طلبه ازدواج می کنن. البته در بین خانم های طلبه ها خانم هایی با تحصیلات مختلف بچشم میخورن مثلا بعضیاشون طلبه هستن بعضی پرستار بعضی مهندس بعضی هم رشته های دیگرو خوندن. بعضیا که از دور دارن به طلبه ها نگاه می کنن با خودشون میگن کی میاد زن اینا بشه اما واقعیت اینه که کم نیستن دخترهایی که دوس دارن با طلبه ازدواج کنن.

مراسم خواستگاری: بعد اینکه دختر خانم شناسایی شد که البته یه مدتی زمان میبره طلبه، مادر و خواهرشو می فرسته که دخترو ببینن و خب معلومه که دل تو دلش نیست که اینا چی میگن بعد اینکه خواهر و مادر نظر مثبت داشت، در یه جلسه دیگه طلبه بهمراه مادرش میره که با دختر خانم صحبت کنه و به دختر میگه که شرایط زندگی من اینه که می خوام در راستای اسلام حرکت کنم راه من سختی های زیادی داره، باید با نداری بتونی بسازی، ممکنه توی خیابون یه کسی بمن حرف بد بزنه، من برای ادامه تحصیل می خوام برم قم می تونی با من بیای شهر غریب و نکته مهمی که وجود داره و شاید بعضا به توافق منجر نشه بحث لباس روحانیته بعضی از دخترها قبول نمی کنن که شوهر آیندش لباس روحانیت بپوشه و سر همین مساله ممکنه خواستگاری بهم بخوره و تموم بشه. البته بعضی از دخترخانم ها هم هستند که برا طلبه شرط میذارن که حتما باید لباس روحانیت بپوشی و تا آخر هم درنیاری، بعضی از دخترها مثلا می پرسن که نظرت در مورد آقا چیه، منظورشون مقام معظم رهبریه و این یعنی چک کردن دیدگاه های سیاسی، خلاصه اینکه اگه به توافق برسن باید بزرگتر خانواده ها در مورد مهریه و... صحبت کنن . بعضی از طلبه ها چهارده تا سکه بهار آزادی رو مهریه قرارمیدن و این درصورتیه که دو طرف خیلی باهم از نظر فکری نزدیک باشن، بعضیام مهریه های بالایی رو میگن که البته از ارقام نجومی خبری نیست.

دوران نامزدی: دوران نامزدی یکی از خاطره انگیزترین دورانها برای همه است طلبه ها هم خب در این دوران رفت و آمد زیادی با هم دارن و این اواخر هم با پیدایش موبایل و... دیگه ارتباط ردیف ردیفه. گاهی اوقات هم طلبه ها با همسرش میرن بیرون مثلا باهم نماز جمعه میرن، دعای توسل میرن، پارک میرن، گاهی با هم میرن بستنی بخورن البته اگه طلبه لباس روحانیت نداشته باشه. گاهی هم میرن بازار برای خرید و...دختر خانمی که قبول کرده با طلبه زندگی کنه خب معلومه که در بحث خرید خیلی گیر نمیده و یه جوری کنار میاد و سعی میکنه در کمال سادگی رضایت همسرشو داشته باشه و البته طلبه هم هرچی میتونه سعی میکنه کم نذاره. اما باید بگم که صفا و سادگی خیلی محسوسه. در بحث خرید حلقه طلبه ها حلقه طلا برای خودشون نمیگیرن و معمولا یه حلقه ای با جنس نقره یا ...میگیرن.

مراسم عروسی: مهمترین مساله برای طلبه ها در مراسم عروسی اینه که باید مراسم طوری برگزار بشه که گناهی اتفاق نیفته مثلا از رقص و آهنگ متداولی که در بعضی از عروسی ها وجود داره اینجا خبری نیست، بعضی از طلبه ها میرن یه سفر زیارتی و بعدشم یه مهمونی میگیرن و شامی میدن و بقیه هم میان و تبریک میگن، بعضیم مراسم میگیرن و از یه نفر از دوستاشون که مدیحه سرایی یا سرود میخونه دعوت میکنن بیاد بخونه که البته با کف زنی و شادی همراهه، بعضی از دوستان داماد هم یه شعرهایی در مدح و ذم داماد ساختن و میان میخونن و خلاصه خوش میگذرونن، البته صدای صلوات و یه دعای فرج هم گاهی شنیده میشه اما چیری که جالبه اینه که خیلی از فامیل های داماد و عروس که همچین مراسمی ندیدن گاهی تعجب میکنن بعضیا خوششون میاد، بعضیام خوششون نمیاد اما اونکه برا طلبه مهمه اینه که در عین حال که شادی برقراره اما رضایت خداوند مهمتره و اینگونه است آغاز زندگی یک طلبه.

منبع: بولتن نیوز

/ 22 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

با این اوضاع بحرانی اقتصادی و اجتماعی ایران که باعث و بانی اون هم خود این طلبه ها هستند با اون عقاید افراطیشون که به مغز ایرانی ها به اسم ساختگی اسلام ناب رخنه کردند چه طلبه چه غیر طلبه باید فکر ازدواجو از سرش بیرون کنه[ناراحت] اصلا درست نبود که بین طلبه و مردم عادی تمایزی قائل بشید[اوه] یا ایها الناس انا خلقناکم من الذکر و انثی وجعلناکم شعوبا و قبائل ان اکرمکم عند الله اتقاکم من عمل صالحا من ذکر و انثی و هو مومن فلنحیینه حیات طیبه و لنجزینهم اجرا باحسن ما کانوا یعملون ایه اول مفهومش اینه که گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. پس مرد زن یکسان هستند. ایه دوم میگه هرکس چه مرد چه زن عمل صالح انجام دهد در حالی که مومن باشد به بهترین نحو ممکن جزایش را میدهیم. یا حق[گل]

نازنین

سلام...بعضی قسمت هاش خوبه...بعضی قسمت هاش نه...در کل هم میشه هضمش کرد هم نمیشه!...شاد باشید.[گل]

محمد

میگم رفیق ما در کدوم مرحله قرار دارن هم اکنون؟[چشمک]

زهره

سلام برادر طلبه؟خوبی انشالله؟نماز روزه قبول. چندوقتی بود به وبلاگت سر نزده بودم!دروغ چرا اصلا یادم رفته بودو بطور اتفاقی چشمم به اسم وبلاگت خورد1برای همین گفتم کامنت بزارم که سلامی کرده باشم یا شایدم از عذاب وجدانم کم بشه... درمورد این متنت بگم که آره خیلی از دخترای یونی ما که دانشجوی مهندسی یا رشته های دیگه هستن دوس دارن با طلبه ازدواج کنن البته خواهرای بسیجیمون.ولی من دوس ندارم باطلبه ازدواج کنم!دیگه اینکه گفتی طلبه ها بیشترباخواهر دوستشون از دواج میکنن دقیقا درست گفتی من خیلی از این موردا دیدم!چجوریاست نمیدونم!این مناجات وربنا رو که شنیدم تعجب کردم درضمن خیلی خوشحال هم شدم چون بعضی وقتا دلم واقعا برای ربنای استاد تنگ میشه ولی اخه همه ی بچه مذهبیا با استاد شجریان چ÷ن!انوقت شما ... چی بگم؟!به هر حال دم شما گرم برادر مثلا قرار بود یه سلام کنم فقط! شدیدا التماس دعا یاعلی

ammeh

man tahala har chi talabeh didam besyar khoob boodan ba hamsareshoon.[گل][گل]

زندگی زیباست اما شهادت زیباتر

زندگی رسم خوشایندی است... جالب بود یا علی

نازنین

سلام..نمیشه هضمش کرد چون فکر کنم اون موقع باید از خیلی چیزا توی زندگی گذشت که یه زمانی دوست داشتی...کلا نوع زندگی عوض میشه...نمی دونم..شاد باشید.[گل]

بهزاد

خدایی اولا خیلی بهتر بود.آخه دیگه همش زدی جاده خاکی.. بابا علم پیشرفت کرده..

نازبانو

سلام احتمالا با خواهر دوستشون ازدواج میکنن چون اون دختر خانم یه طلبه تو خونه دارن وبراشون عجیب نیست دخترایی که تو خونوادشون طلبه ندارن حاضر نیستن با یه طلبه ازدواج کنن دیدگاه جامعه نسبت به طلبه ها بد شده خیلی دخترها حاضرن با مردی که دکترای قرآن و حدیث یا هر علم مربوط به اسلام از دانشگاه رو داره ازدواج کنن اما با کسی که حوزه رفته نه! جامعه خوشش نمیاد