/ 35 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهــــره

شکفتن هیچ گلی به زیبایی لبخند تو نیست ، پس بخند تا گلها از شرم در غنچه بمانند . [گل]

گریه های...

میگم آنتی ویروسم رو اون قسمتش که نت رو ساپرت میکرد فلج کردم.حالا به حمدالله حالش خوب شده[هورا] اما اینترنتم بدچیزی س ها!اعتیاد روانی ایجاد میکنه..

فرزاد

سلامی گرم و مصفّا به آشنای لحظه های خاموش غربت دیرینه امیدوارم امروز و هر روزتون مملوّ از صفا و پیروزی باشه از در درآمدی و من از خود به در شدم گویی از این جهان به جهان دگر شدم سپاس فراوان بخاطر حضور گرم و محبت آمیز شما دوست عزیز و برادر بزرگوار

فرزاد

روزهای سخت و انسانهای سخت ، هر دو ماندگارند فقط نقشهای اول داستانها تغییر میکنن ما اومدیم تا در سایه ی الطاف و نگاههای ویژه ی حضرت دوست ، فولاد آبدیده بشیم پس باید سنگ تمام بذاریم صحبت از پای بندی و یا عدم پای بندی به اعتقادات نیست صحبت از انسان بودن و انسان-گونه زندگی کردنه ما اومدیم تا از درون معدن جواهراتی که خداوند در اختیارمون گذاشته ، بهترینها رو انتخاب کرده و به بهترین شکل ممکن ، تراش بدیم ولی باید یادمون باشه که در این مسیر ، دست دوستان و همراهانمون رو هم محکم بگیریم و این ، همون فلسفه ی دعاکردنه در لطف و کرامت خداوند ، شکی نیست ولی خدا هم از دیدگاه خیر و مرحمتش ، نیاز ما انسانها رو بهانه ای کرده تا گاهی بیادش بیفتیم و به واسطه ی نیازهامون ، نام مبارکش رو به زبان بیاریم

فرزاد

و خودخواهی مطلقه که فقط برای خودمون و بیاد خودمون باشیم عشق به همنوع و کمک به اون ، به هر شکل ممکن ، حتی دعاکردن ، درواقع عشق به خالق هستیه در این مسیر ، روح ما چنان بزرگ و دچار دگرگونی خواهد شد که من ها رو فراموش میکنه و برای ما شدن و رسیدن به هدف میجنگه امیدوارم شما دوست عزیز ، که در این زمینه سرآمد و الگو هستید ، بیاد همه ی دوستان بوده و اونها رو هم در شادیهاتون همراه کنید من تنها بی ارزشترین خلقت هستیه ارزشهای بودن در ما شدنهاست به امید فرداهای بسیار بهتر از دیروز و امروز برای شما دوست عزیز [گل][گل][گل]

دیبا

[لبخند][قلب][گل][گل][گل][گل]

شوهرجان

سلام دلمان خوش است که مینویسم و دیگــران می خـواننــد و عــده ای می گـوینــد آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند و بعضــی مـی خنــدنـد دلمــان خـوش اســت به لــذت هــای کــوتـاه به دروغ هــایی که از راســت بـودن قشنــگ تـرند به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند یـا کســی عاشقمــان شــود با شــاخه گلی دل می بنــدیـم دلمــان خـوش می شــود به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم و چــه ســــاده می شـکــنیم همــــه چیـــز را... عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی می کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت ... خيلي وقت بود اينجا نيومده بودم. بد عادت شده بودم. شايد بايد باز هم بيشتر بيام و شايد هم كمتر! به هرحال كوتاه ميگم كه آپم و منتظرتون...