یه داستان کوتاه

-اوه … " بله کاملا " …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه:

- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروبسالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادفخوش یمن که می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم!

و بعد خانم زیبا بطری رو به مرد میده.

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیکه زیر چشمی اندام خانمزیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه وبطری رو برمی گردونه به زن.

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه:

- نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

جالبببببببببببببببببببببببببببب بوددددددددددددددددددددددددددددد! خوشم اومد[لبخند]

لب خندان

جالب بود جدی جدی خ.شم اومد

طاها

[قهقهه] بد آموزي داشت

سوم شخص ناشناس

حقتونه اگه زنه یه کوچولو داد میزدا مرده .......... همون باید با شماها با سیاست رفتار کرد . موزمارم خودتون هستین [نیشخند]

عزت الله

ولی چرا ما همیشه طرف تصادفمون یه سبیل کلفته ؟

امین

بیخود نیست امام علی گفته از زنان بر حذر باشید

رفیق دلسوخته

شیطان از هر راهی وارد میشه یکی شهوت یکی قدرت یکی ثروت...... خبلی جالب بود لذت بردم[گل]

جالبببببببببببببببببببببببببببب بوددددددددددددددددددددددددددددد![خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده]