چرا دارم رو آخوند بی عمل اینقده مانور میدم؟!!!

اما مدتی نگذشت که با نفرت تمام حوزه رو ترک کردم!

چون واقعا همه رو به یک چشم می دیدم!

ار بدی، دو رویی ، ظلم ، بی رحمی فوق العاده ذاتا متنفرم!

با دیدن بعضی از همین روحانی نماها و اینکه چطور دارند با دین بازی میکنند دیگه خون جلو چشمام رو گرفت و مانع شده که دیگران رو ببینم!

برا همین از همه متنفر شدم!

رفتم دنبال مغازه داری و کاسبیم!

البته ناگفته نماند چیزهای دیگه ای هم دخیل بود!

از قبیل مشکل بودن دروس، بی پولی کشیدنش ، توهین شنیدنش و...

گفتم ما رو بخیر و اینها رو بسلامت!

منو چه به آخوندی!قهر

تو دوران مغازه داری خدارو شکر کارم خوب بود و در کنارش تا میتونستم هم در زمینه امور فرهنگی و این جور مسائل هم کار میکردم که برا خودش داستانها داره!

اما همیشه یه چیر آزارم میداد! ترک سنگر! فرار از سنگر! نفوذ دشمن!

چون میدیم مردم چطور دارند روزبه روز از دین فرار می کنند!تعجب

خلاصه یه روز یکی از بچه های طلبه که واقعا یه نابغه ایه در همه امور! ((علمی که همه ی کتب رو میخوره(یه روز دیدم غیر از کتب فلسفه و این جور چیزا داره فیزیک هالیدی و... می خونه)! تقوا درجه یک! اخلاق 20! پشتکار و فعالیت همینو بگم که شبها تا به صبح مشغول مطالعه ست!و...))

بهم گفت فلانی چرا نمیای حوزه!؟

منم عقده های چندین سالم باز شد و گفتم برا چی بیام حوزه؟؟؟!!

بیام که قید زندگیم رو بزنم!قید آسایشم رو بزنم؟! شب و روز درس بخونم که تازه بشم امثال فلانی ها؟!! تازه میرم تو خیابون بهم متلک بگند؟!! یکی دیگه خورده برده، من جواب پس بدم؟!! میرم دانشگاه دست آخر ،مردم تا کمر جلوم دولا میشند و میگن آقای دکتر!آقای مهندس و...

بیام آخوند بشم حداقل 10 سال درس بخونم که تازه داد بزنند مارمولک؟!!

برا چی بیام حوزه؟

برای چی بیام نون خودمو آجر کنم؟!!

خلاصه این رفیق شفیق ما مخمون رو زد و یکی یکی سرحوصله و با متانت تمام جواب سوال هام رو داد!

بله دیگه!

شدم آخوند!( البته خدا کنه لیاقت این لباس و این کسوت رو داشته باشم و بتونم دردی از این جامعه دوا کنم!)

بعد از اون دیگه عینک دودی رو برداشتم!

دیدم اون یکی مهندس بوده ول کرده اومده حوزه! اون یکی زرگره اومده حوزه! اون یکی مثل خودم بازاری و اهل هنر بوده اومده حوزه!

دیدم خیلی ها دست از رفاه و آسایش خودشون کشیدند و این مسیر رو انتخاب کرده اند!

اما متاسفانه بالاخره هستند کسایی هم که...ناراحت

و اما دردم!

درد اینجاست!!!

درد اینجاست که اگر مردم از یه آخوند عملى که بر خلاف انتظاره مشاهده کنند تجزیه تحلیل نمیکنند!

همه جا هم خوب هست و هم بد!

اگه یه بقال خلاف کنه، مى ‏گند فلان بقال خلافکاره!

اگر یک عطار یه عمل زشتى مرتکب بشه، میگند فلان عطاره زشتکاره!

اما آخوند! که هر چی میکشیم ار همین آخوند جماعته!نیشخند

اگه یه آخوند کار بدی بکنه میگن؟!

چی میگند؟!!

تعارف نکن بگو چی میگند؟!!نیشخند

 

غریب نوشت: خدایا به ما توان شناخت و تشخیص خوب از بد ، عطا فرما!

تنها نوشت: خدایا فرج صاحبمون رو برسون!

/ 57 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خطر ریزش طنز!

سلام با مطلب لاس وگاس بروزم خوشحال میشم از حضورتون[لبخند] البته امیدوارم ناراحت نشین از خوندنش شما استثنایی

زهرا

سلام و عرض ادب غريب آشنا دردتو ميفهمم،خيلي از اين حرفا شنيدم كه آي آخوندا فلان و بهمان اما همه مثل هم نيستن ........امروز يه جاي ديگه ام اين بحث رو داشتيم .......بيخيال راهتو تحسين ميكنم موفق باشي

بمون تو خماریش!!!!

سلام.اینکه گفتم فطرت...چون دلبستگی ها وکلا ویژگیهایی روحی که بین همه ی ادمها مشترکه و ازهنگام تولد توشون وجود داره رو میگن..فطرت... پس علایق آدم تواین دنیا هم مثل میل به کمالات باید مرتبط با فطرت باشه.درباره ی اون محبت هم من شنیدم به خاطر خواست خدا وجود داره ..وقتی خدابخواد نیست...نه اینکه به خاطرهول قیامت باشه..نمیدونم!؟!البته شنیدم که این فقط منحصربه صحنه ی قیامته وشاید بشه حرف شمارو هم قبول کرد..

سمانه

سلام.متن تاثیر گذاریه. امیدوارم که آدما کمی فکر کنندکه دارن چکار میکنند. مولوی میگه: پیش چشمت داشتی شیشه کبود/ زان سبب عالم کبودت می نمود که مصداق خیلی از آدمای جامعه ماست.

سیب

به نظرم یه خورده تند رفتی این طوری که جنابعالی حوزه رو ترسیم کردی انگار همه یه طوریشونه به غیر از شما و چندتای دیگه ... من خودم حوزه درس خوندم و مشکلات خیلی آزارم داده حتی سالها فقط خانواده نزدیکم می دونستن حوزه میرم اما به نظرم مشکلات تا این حد نیس به هر حال آدمیزاد باید امتحان پس بدهد کشکی که نیس... -در ضمن دچار یکم غرور هم هستید که این خودش یه آفته...

سیب

نه کنار نکشیدم الان سال چهارم مقطع سطح 3 درس می خونم ولی گرفتار پایان نامه ام هستم شدیدا (دانشگاه) در ضمن شغل مورد نظرم رو هم یه جورایی پیدا کردم البته دعا کنید برام بعدم شما که رنج دوری از خونواده رو دارید تحمل می کنید چرا نمی رید حوزه قم یا یه شهر دیگه یه حوزه بهتر؟ در مورد غرور هم عذر می خوام یه جورایی عصبی بودم اماده ازمون دکترا هم دارم میشم البته اگه بتونم به موقع پایان نامه ام رو تموم کنم باهام در ارتباط باش و بهم خبر بده چه می کنی ؟؟؟؟؟ راستی امروز بعد نمازت برام دعا کن ...نماز جمعه هم که نرفتی؟؟؟؟؟؟؟

نازنین

سلام..می دونید چون کسی از آخوند انتظار بدی نداره...پس اگه کار بدی بکنه...جلوش خیلی خیلی بیشتره تا یه فرد عادی....برای همین انقدر الان دید مردم نسبت به آخوندها بد شده....منم موافقم...توی هر شغلی خوب و بد هست....راستی!....ما که مهندس شدیم..کسی تا کمر جلوم دولا نشده ها...تازه همیشه تیکه هم بارم شده...میگند بهم خرخون!و یه چیزای دیگه[چشمک].....راستی یه جورایی پس هم کار بودیم قبلا[گل]....توی راهی که انتخاب کردید ایشالا شاد و موفق باشید...شاید صدای شما به جایی رسید.[گل]

سیب

شغل دوم یعنی چی؟؟؟؟چیزی رو نمی دونی الکی میگی .... اتفاقا شغلی که دنبالشم در راستای حوزوی بودنه که به سختی واردش دارم میشم

سارا

سلام بنظر من اگه آخوند مدل شما باشه که خیلی عالیه آخوند مدل شما را عشقست