صحنه های به یاد ماندنی از چهره ی پدر!

هنوز گرمای دستانش رو تو دستم حس میکنم.دست هایی زبر و خشن که بر اثر سالها تلاش و زحمت بر دستانش به یادگار مونده بود.

صحنه اول ، قبل از بیمارستان:

با وجود خوب بودن وضع عمومی ؛ پیدا کردن کفن و تربت سیدالشهدا(ع)، تکمیل کردن وصیت نامه ، سفارشات لازم و  خداحافظی با دوستان

صحنه دوم: روزی که خواهرم به جای من اومد بیمارستان تا من کمی استراحت کنم، دستش رو برای خداحافظی گرفتم... اومدم دستم رو بکشم... دیدم دستمو محکم گرفته،صبر کردم تا خودش دستم رو رها کنه ،دقت کردم دیدم زیر لب داره دعا میکنه... چند دقیقه ای گذشت... دستم رو تکانی داد و با لبخند و همان آرامش همیشگی اشاره کرد که برو...

صحنه سوم، اتاق ccu: ساعت از ده شب گذشته ، دستان پدر تو دستم... فشار رو به پایین... ضربان قلب رو به کاهش... پدر گاهی چشم باز میکند و نگاهی به صورتم و دوباره چشم بر هم میگذارد...

خوشا به سعادتش،چه آرامشی...

بار آخر نیز چشم باز میکند و برای همیشه چشم بر هم میگذارد...


صحنه آخر: باز کردن صورت و نظاره ی چهره ی پدر برای آخرین بار...

پدر خوشا به سعادتت! به آرامش ابدی رسیدی...

همگی غرق در آن چهره ی توأم با آرامشش بودیم...

به نظر میرسید سالها منتطر چنین روزی بود...!

 

روحش شاد ، یادش گرامی.

/ 8 نظر / 29 بازدید

[ناراحت] تسلیت میگم

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل] [گل][گل][گل][گل] [گل] [گل][گل][گل] [گل] دوست ارجمند سلام [گل] فرا رسیدن نهم ربیع و عید الزهرا بر شما مبارک. [گل] وبلاگ جالبی دارید. امیدوارم در ادامه راه موفق باشید. شما بزرگوار برای مطالعه مطالب زیر دعوت شده‌‌اید: *********** [گل] تبریک آغاز امامت حضرت مهدی(ع) و مطالبی ناب [گل] ### رسوایی یکی از علمای سنی توسط یک زن ### . . . سه مطلب ویژه دیگر(شیوه کشته شدن خلیفه دوم به دست ابولؤلؤ ...)!!! *********** [گل] احادیث بسیار زیبای این هفته؛ # سفارش ویژه خداوند به پیامبر در شب معراج # امام زمان(ع) در کلام دختر رسول خدا (ص) # عذاب جناب مختار در قیامت بخاطر ذره ای از محبت به دو نفر *********** [گل] فرق بین شیعه و محبّ + نوشیدن آب رحیل و آخرین وضو[گل] *********** [گل] فارسی کردن اعداد در فایرفاکس [گل] *********** توصیه می‌‌‌کنم از باقی صفحات وبلاگ هم بازدید کنید. منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامی هستم www.bia2mofid.persianblog.ir [گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

عمه

سلام...وای یاد لحظات آخرپدرخودم افتادم این صحنه ها هرگز فراموش شدنی نیست .خدابقیه عزیزانتون حفظ کنه.وصبرتون بده.

انسان

سلام...خدا را شکر به حال طبیعی بر گشتین....[گل] بله مال همین جا هستم....

غزل

الهی بگردم منم دقیقا 6 بهمن پارسال ینی همین امروز پدربزرگم فوت کردند برای شادی روحش دعا کنید